سکوت دلنشین

همه جا ساکت و آرام بود. سر بر بالش نرم و غرق در سکوت و تاریکی! نور چراغ از درز در، دزدانه به درون اتاق سرک می کشید. مژگانم با اشعه های نور ،در بازی نور وتاریکی همبازی شدند! ریه ام هوای درون اتاق را می بلعید، اکسیژن هایش را با شتاب جدا می ساخت و دی اکسید کربن ها را آرام به بیرون هل می داد، تا مبادا سکوت را بشکند!

عقربه ها عجولانه به جلو می دویدند تا زمان بی حرکت نماند!

صدای بلعیدن و پرتاب هوا در ریه هایم،خود را با تیک تاک ساعت روی دیوار، هم آهنگ می کرد و سمفونی زیبایی را در این سکوت در گوشم می نشاند!

جیرجیرکی در خلوت خود از دنج تنهایی بیرون آمد و از ورای پنجره با آوازش مرا در سکوت آن سو ترها شریک کرد! و من سر مست از سکوت با آهنگ نفس هایم ، تیک تاک ساعت و آواز جیر جیرک در نگاه دزدانه ی نور لبخند زدم!

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا

سلام.... زيبا نوشته ايد.... شاد باشيد... به اميد روزی که باز توی جلسات شرکت کنيد و ببينيمتون...

آرش چاکری

سلام ، احوال شما بالاخره توفيق پيدا كرديم بعد از اين همه خوندن كامنت هم بذاريم البته غيبت اين هفته شما تو جلسه هم مزيد بر علت شد بچه هاي نقد يكشنبه ها يكي رو 2 بار اونجا ببينن به ديدنش عادت ميكنن و وقتي نياد انگار يه چيزي كمه راستي هفته ي آينده نقد و بررسي وبلاگ منه خوشحال ميشم بياين براي خانم مراديان هم الان ميخواستم كامنت بذارم صفحه كامنتشون باز نميشد .. سلامت باشيد و پايدار / آرش چاكري

آرش چاکری

در ضمن به قول احمد شاملو : سكوت سر شار از ناگفته هاست

پیرو حق

گل کتابمان درباره بند 209 زندان اوین است که دیگه باید بخونید. چیز عجیبی است. در خارج کسانی تمایل دارند از این کتاب فیلم بسازند. خلاصه ادامه بازداشت استاد پیمان فتاحی بدجوری براشون گرون تموم میشه. شنیده ایم که گروهی قصد دستگیری خانمهای ش حسامی و ن حسامی (از شاگردان استاد) را دارند و ایشان فیلمی ضبط کرده اند که در آن فیلم از مردم دنیا طلب یاری کرده. شاگردان استاد/ دیگر چیزی برای ازدست دادن نداریم. در صورت ادامه بازداشت ایشون آماده یک افشاگری بزرگ باشید/ آماده باشید و منتظر خبر این وبلاگ مخصوص همین قضایا راه اندازی میکنم/

جمعی از شاگردان استاد ايليا ميم

براي دفع تيرهاي ناراستين دروغگويان يا شايد هم ره گم كردگان، مي خواهم از او بنويسم. استادي كه بسياري را به خودشان بازگردانيد و حقيقت وجودشان را كه سالها بود به خاكستر فراموشي سپرده شده بودند را بيرون كشيد... و آنكه خود را بشناسد خداي خود را نيز خواهد شناخت... او روياي پرواز را در ما بيدار كرد و چه زيبا به زبان ما و براي نسل ما سخن گفت. او در هزاره ي سوم تاريخ كه زندگي براي بسياري از انسانها طعم باخته است، طعم زندگي و اميد را به ما چشانيد. و امروز چه ناجوانمردانه به جرم از حقيقت گفتن، (در سلول انفرادي زندان اوين 5 ماه را پشت سر گذاشته است.) از او خواهم گفت. از استاد پيمان فتاحي كه دوستدارانش او را استاد ايليا ميم رام الله مي خوانند.

رویا

سلام ممنون به خاطر حضورت و مچکرم به خاطر متن زيبايی که نوشتی در دلکدم.

دل شدگان

سلام عليکم وصفی زيبا بود .. يا علی و التماس دعا

پيمان دانشفر ۱۹ ساله

من سؤال کردن را کنار گذاشته ام و شروع به زندگی در میان جوابها کرده ام.(به نظر احمقانه است، نه؟ ولی اینطوری بیشتر می فهمم و دیگه نیازی نیست که سؤال کنم چون جوابشو دارم)؛

حنيف

من اين متن رو چند بار خوندم و فکر ميکردم برات کامنت گذاشتم اما حالا ديدم سخت در اشتباه بودم...اری گاهی در سکوت چيزهای جديدی می شنوی که در هياهو ادميان به گوش نمی رسد...

عقيق

سلام سلام بر سکوت که دام گه فرياد است...