باد ما را با خود خواهد برد

بوی عطر نفسهایت با نسیم صبحگاهی خواب را از چشمان من می رباید و تو را می بینم که سر بر بالش عشق نهادی و پیچک دستانت بر کمر من!

ای همدم! مریم و یاس را در باغچه ی عشق کاشتی تا نسیم دلنواز آنها را نوازش کند و به اوج برساند و عشق آنها را در ما ماندگار کند!

تو به من نشان دادی، موهای بید مجنون از عشق پریشان شده تا خود را در آیینه ی آسمان به لیلی بنمایاند!

نسیم با بوی خوش مریم و یاس و عشق بید مجنون از پنجره بر ما می وزد و جسم و روح ما را در اغوش خود پنهان می کند!

ما غرق در نسیم و غرق در یکدیگر با گرمای بوسه وجودمان را داغ می کنیم و در پیچ و تاب عشق و باد گم می شویم!!!

/ 4 نظر / 15 بازدید
۱بيسواد

سلام دوست عزيز قبل از هرچیز میلاد منجی عالم رو بهتون تبریک میگم و عذر میخوام که دیر خدمت رسیدم. بر خلاف عادت که کسی رو دعوت نميکنم(از بس مهمون نوازم) اين دفه برای اين شعر ازتون ميخوام يسری به بيسواد بزنید. خوشحالم ميکنيد اگه بيايد. موفق باشی در پناه حق

۱بيسواد

پيامم کيليشه ای نيود. خيلی گشتم تو پستهای قبليم تا ادرس بلاگتون رو پيدا کردم. اميد وارم بهم افتخار بديد و بيايد

جادوگر ۱۵۰

سلام باور نمی کنم که بالاخره وبلاگتون برای من باز شد! خوشحالم که می بينمتون. اما شما انگار من رو فراموش کردين که ديگه نمی آين. اماامروز تولد وبلاگ منه_ دستنوشته های یک جادوگر_ و من خوشحال میشم اگه شما هم قدم رنجه کنید. با پست جدیدی به نام _ تولد دوباره _ آپ هستم.

خون

سلام . دعوت شدید بیایید . دعا کنید نیز