روزگار عجيبی است نازنين

قلم بر کاغذ می سرد و دریایی از سخن در کلماتی خلاصه می شود.کیست که این نوشته ها را بیابد و بخواند؟آیا باید بعد از من خوانده شوند؟ تا با کلمه ی "بیچاره  " فقط دل خود را آرام سازند؟

افسوس که این مردم مردگان را بر زندگان ترجیح می دهند. چرا باید اینگونه باشد؟ زمانی که می شود بود و از بودن لذت برد ، چرا نبودن را حسرت بخوریم؟!

ملتی که جسمهای بی روح را می پرستند...جسمهایی که چون چوب خشکیده اند....جسمهایی که توان فریاد ندارند، اعتراض نمی کنند، گوش هم نمی دهند. و ای کاش لحظه ای خدا این جسم را توان می داد تا برخیزد و همگان را بنگرد و بگوید :" ای دغل بازان، ای ریاکاران آنروز که بودم مرا ندیدید، صدایم و فریادم  را نشنیدید، اشکهایم را نظاره و تنهاییم را درک نکردید....حال با اشکهایتان و مویه های ریاکارانه تان برایم پایکوبی می کنید؟"

اما خواست خدا این است که در جهل باشیم و پنداریم مردمی نیک هستیم.

 

/ 41 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي

شما كه به روز نكردي هم به روزم هم منتظرت تشريف بيار

ساسان

دوست خوبم سلام (( دنيای زيبای من )) به روز شد. ممنون ميشم دعوت منو قبول کنيد. خدا نگهدار.

مریم شریعت پناهی

سلام من عمه یاسمین کوچولوی جادوگر هستم. به وبلاگ من هم سری بزنید...قول میدم پشیمون نشین..

آريا

فکر ميکمنم بعضی وقتا اگه جهل نبود هيچ وقت پيشرفت رو احساس نميکرديم. اما جهل داريم تا جهل .... به کسی که تا حالا مدرسه نرفته باشه هم ميگن جاهل.... اما آرزوم اينه که هيچ وقت جاهل از روزگار و دنيا و .... نباشيم.... موفق باشی... و به زيبا نوشتنت ادامه بده... چون از همه بهتر می‌فهمی....

مهرانه

سلام نازنينم ممنون که به من سر زدی . برای رسيدن به مرگ بايد از پل زندگی گذشت. مرگ پايان نيست مقصد است. موفق باشی گلم مثل هميشه عالی بود

حسين

تصميم نداری چيز ديگه ای بنويسی؟!!؟

يکا

دلباختگانند که این چنین به رقص دعوتت می کنند و منتظر رقصیدن با تو

؟

سلام بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد موفق باشيد زيبا مثل هميشه يا حق