تولد دوباره

ای کاش....

ای کاش می توانستم به خود ثابت کنم هستم و گامهایم را استوارتر بردارم.

 

ای کاش می توانستم آنگونه که می گویم خدای را حس کنم.

 

ای کاش می نوانستم تصورات واهی را دور بریزم.

 

ای کاش می توانستم توان ایستادگی در برابر زشتیها را داشته باشم.

 

ای کاش میتوانستم بر سرکشی های نفسم غلبه کنم.

 

ای کاش می توانستم بر او فریاد برآرم که من نیز هستم.

 

ای کاش می توانستم به او بگویم چقدر به دستهایش محتاجم.

 

ای کاش می توانستم غمهایم را در آب روان رود خروشان بشویم.

 

ای کاش می توانستم ابرهای دلنازکی ام را از قفس نفرت آزاد کنم.

 

ای کاش می توانستم با پروانه های خیالم رنگین کمانی بسازم.

 

ای کاش  می توانستم ای کاش ها را به واقعیت نزدیک نمایم.

 

و ای کاش می توانستم ای کاش هایم را پایانی یابم.

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٤ مهر ،۱۳۸٥ - شراره