تولد دوباره

محرم

 

باز هم محرم آمد! باز هم بر تشنگی ابا عبدالله و یاران با وفایش با فریاد وای حسین کشته شد، می باریم و خود به راحتی انبان شکم ها مان سیراب نمی شود!

باز هم محرم آمد! باز هم لباس عزای رشادت حسین بر تن، بر شهامت حسین اشک می ریزیم و اسارت دنیای فانی را با آغوش باز می پذیریم!

باز هم محرم آمد! باز هم سینه هایمان را در فراق سالار شهیدان، آماج دست هایمان می کنیم و دست های یاریمان را از هم دریغ می نمائیم!

باز هم محرم آمد! باز هم زنجیر غم شهادت حسین بر پشت می سائیم و زنجیر عشق به دنیا را به دست و پاهایمان چفت می کنیم!

باز هم محرم آمد! باز هم حسین علی اصغرش را بر دست می گیرد تا دل ما را ریش کند و ما فرزندانمان را فدای ندانم کاری هایمان می کنیم!

باز هم محرم آمد! باز هم بر لبان تشنه ی ماهروی بنی هاشم و بر دست بریده اش مویه می کنیم  و از کنار تشنگان بی اعتنا می گذریم!

آری باز هم محرم آمد! باز هم فریاد حسین در عالم می پیچد: " آیا کسی هست مرا یاری کند " و ما هنوز در آرزوی یاری کردن حسین می سوزیم!

باز هم محرم آمد!

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٩ - شراره