تولد دوباره

سلام

 

سلام بر همه ی دوستان مهربان، آنهایی که در کم رنگی جوهر قلمم به من محبت داشتند. امیدوارم کوتاهی من در جوابگویی به کامنت ها و یا محبت های حضوری و تلفنی را دال بر بی معرفتی ندانید که خود می دانید گاهی آنقدر دل می گیرد که با نصایح و پندهای بزرگانی چون شما باز نمی شود وتنها راه حل خداست و زمان.

غیبت من در این مدت به دلایل گوناگون بوده. هر گاه هم که تصمیم به نوشتن و اطاعت امر دوستان نازنین داشتم و با هزار زحمت افکار از هم گسیخته ام را کنار هم می چیدم، بیشتر افکار بخت برگشته ام محکوم به خط خوردگی می شدند. آن قدر که دیگر خود هم نمی دانستم با این افکار خط خورده ی سرگردان چه کنم؟ بعد کلافه می شدم و می دیدم کم مانده خودم هم پاک شوم!!

دیشب سری به وبلاگ گروهی از دوستان زدم؛ نمی دانستم خوشحال باشم یا غمگین! خوشحال از این که بعضی از دوستان نازنین قلم شان هنوز سبز است و غمگین که گروهی دیگر مثل من قلم شان از نوشتن ابا دارد!

همان دم با خود اندیشیدم گرچه خیلی خط خورده ام اما باید باز هم در میان همان خط خورده ها کلمات را بجورم و آنها را کنار هم بچینم تا بمانم.

پس می نویسم، مثل همیشه ساده، آنگونه که دوست دارم!

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٩ - شراره