تولد دوباره

مناجات

خدای من چگونه ممکن است با رحمانی چون تو، به ورطه ی نومیدی بیفتم؟

خدای من چگونه ممکن است با حفیظی چون تو، به من ستم شود؟

خدای من چگونه ممکن است بصیری چون تو، لغزش ها_ ناسپاسی ها و گناهان عظیمم را دیده و بدنامم سازد؟

خدای من چگونه ممکن است با عادلی چون تو، از فضل و کرم بی نصیب بمانم؟

خدای من چگونه ممکن است با عظیمی چون تو، پست و فرومایه شوم؟

خدای من چگونه ممکن است با شافعی چون تو، بیمار و درمانده باشم؟

خدای من چگونه ممکن است  سمیعی چون تو را در ذلت بخوانم و عزیز نشوم؟

خدای من چگونه ممکن است رزاقی چون تو، بر من روزی و جسم سالم و آرامش و امنیت ارزانی ام نکند؟

خدای من چگونه ممکن است ستاری چون تو، خطاهای مرا از خویشان و نزدیکانم پوشیده نسازد و مر رسوا کند؟

خدای من چگونه ممکن است حلیمی چون تو، از گناهان بزرگ من در نگذرد و مرا با زلال خویش شتشو ندهد؟

خدای من چگونه ممکن است صمدی چون تو، مرا بی نیاز از همنوع خود نسازد؟

اکنون در پیشگاه تو ام و با کوله باری پر از نیاز به تو رو آورده ام، در آغوش تو و در میان دستان تو !!! چقدر به من نزدیکی با این که گاه از تو فاصله می گیرم، تو ناظر بر من _ حاضر در تمامی لحظات و دلسوز منی! چگونه نا امید باشم که تو امید و تکیه گاه منی؟!!

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦ - شراره