تولد دوباره

ياری اندر کس نمی بينم ياران را چه شد؟؟؟؟؟

سلام حسین جان ! باز هم محرم آمد....ماهی که تو برایمان پیامهایی برای تمام سال داشتی آمد....پیراهن سیاه را بر تن می کنیم... تا برایت مویه ها سر دهیم.....ماهر سال تو را در محرم جا می گذاریم ....در صندوق عزا پنهانت می کنیم تا مبادا پیامت وقفه ای در روزمرگی هایمان باشد....سر بریده ات را هر سال از صندوق بیرون می آوریم و گرد و خاکش را میزداییم.....دل تشنه ی همراهانت را با مشک عباس آب می پاشیم....چشم و ابروی ماه بنی هاشم را سرمه می کشیم....دستانش را می بوسیم....موهای زینب راچون دلش پریشان می کنیم ....ضجه هایش را با دهل به  گوش عالم می رسانیم.....اشکهای رقیه ات را در خرابه ها پخش می کنیم.....علی بیمارت را تیمار می کنیم....کاروان اسیرت را با زاری همرامیم....کودکان مسلم را در شهر می چرخانیم....یتیمیشان را گوشزد می کنیم ....شام غریبان را با شکوه برگزار می کنیم...  حسین جان برایت کم نمی گذاریم...... زنجیر ها بر پشت می ساییم ....تا محبتمان را بر تو ثابت کنیم.....گل بر سر میزنیم .... تا بگوییم بدون تو مولا می میرم..... برایت اشک می ریزیم ....بر سر و سینه می کوبیم ...تا شب اول قبر شفاعتم کنی.....بیرق و علم به راه می اندازیم....تا در کربلا تنهایت نگذاریم....می بینی حسین جان ما حتی ظهر عاشورا هم نماز می خوانیم .....وای خطا کردم بدان که بر تربتت در همه ی سال نماز می خوانیم....به بیماران تربت می خورانیم...روضه ات را می خوانیم......تا عشق سرشارمان را نثارت کنیم....و تا اربعین شادی را بر خود حرام می کنیم.....می بینی آقا ما چقدر خوبیم.....پس سفارش ما را فراموش نکن!!!

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٥ - شراره