تولد دوباره

عظمت بايد در نگاه تو باشد....

صدای جغد سکوت شب را چه معنا دار می شکست او دردور دستها بر روی درختی غریبانه آواز سر می داد. به یادم هست که می گفتند آوازش شوم است . اما از کودکی نوای جغد را ، که با غروب آقتاب بر بلندای درختان تبریزی یا چنار پیری می نشست، دوست داشتم. و از لابلای ناله هایش صدای خدا را می شنیدم. وقتی آوازش با نغمه ی جیرجیرکها در هم می آمیخت ، چه لالایی زیبا و دلنشینی در گوشم زمزمه می کرد...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٥ - شراره